وبلاگ

5

باورها در نگرش ما چه تاثیری دارند

بسیاری از باورهایی که امروز  داریم را ما آگاهانه انتخاب نکرده ایم ، برای ما انتخاب شده اند و چیزی که ما لایقش باشیم نبوده اند . شاید بسیاری از آنها نادرست و محدود کننده ما باشند . به عنوان مثال باوری که ما نسبت به دنیا داریم ، میگوییم این دنیا پر از سختی ،رنج و چیزهای زشت و دردناک که ما مجبوریم تا آخر عمرمان تحمل کنیم تا اینکه روزی پایان عمرمان برسد و با حسرت این دنیا را ترک کنیم .

اما در گوشه ای دیگر باور شخصی دیگران چنین است : دنیا پر از زیبایست ، پر از عشق ،همراه مردمان خوب و زیباییهایی که دوست دارند هرگز حتی نخوابند که زندگی را بیشتر ببینند.

تفاوت در کجاست ؟

 

تفاوت در باورهایی است که محیط یا خانواده واجتماع به ما القاء کرده اند و ما با این باورها عینکی برای خودمان ساخته ایم .بله عینک

دقیقا مثل اینکه ما عینکی زده باشیم که عینک ما چیزهای خشن و زشت و پر زحمت و….. را می بیند و بالعکس عینکی با ایده های نو ، طراوت و شادابی و…

یک مثال : سگ ژرمن : دو تفاوت می بینید یک سگ قوی و خطر و ترس که بر اساس تجربه ای که از سگ شنیده اید و یک شخص دیگری به آن سگ نگاه میکند و دوست داشتن ، وفاداری ببیند . در واقع یک موضوع یکسان اما دو تا تفسیر مختلف….

هوش مهم نیست ، تا حالا کسانی را دیده اید که مدارک بالایی دارند اما باورهای احقانه دارند و ما میخندیم یه یاورهایشان .

 

بعضی از آدمهای دنیا بی پایه ترین باورهایی را که تا به حال شنیده ایم را دارند چون باور نتیجه هوش نیست نتیجه سیستم است که باور را شکل داده .

هر کدام از ما نقابی از جنس چیزهایی که فکر می کنیم ما را تشکیل داده زده ایم . این ماسک می تواند هر کدام از اینها باشد ،من بی لیاقتم ، شایستگی ندارم ، خنگ هستم ، وابسته ام ، قربانی شده ام ، تنبل هستم و شانس ندارم که همه اینها بر اساس باورهایم شکل گرفته است .

وقتی باورها شکل گرفتند دنیا را تنها میتوانیم از یک نگاه ببینیم ( از دریچه عینک )

شاد و پیروز باشید .                                                                                              مرتضی روحانیان

به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در print
اشتراک گذاری در email